معنی باد دیو
7 بازدید
[ دِ دیوْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دم دیو. افسون شیطان: اینهمه باد دیو بر جان تست. (تاریخ بیهقی ص ۳۷۲). رجوع به باد شود.
کلمات همقافیه با «باد دیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر