معنی باد در مغز نشستن
5 بازدید
[ دَرْ مَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) باد در دماغ نشستن. غرور و تکبر در سر پدید آمدن. عظمت و بزرگی در آن پدید آمدن و این استعاره است : باد سحر ز پاس تو در مغز خفتگان چون می بدستیاری خواب گران نشست. علی خراسانی.
کلمات همقافیه با «باد در مغز نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر