معنی بادغد شدن
7 بازدید
[ غَ شُ دَ ] (مص مرکب) بادزده شدن. فاسد شدن. تباه شدن. روغن و مانند آن تند و تیز شدن، بعلت مجاورت هوا. باد کشیدن. رجوع به باد کشیدن شود.
کلمات همقافیه با «بادغد شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر