معنی بادغد
7 بازدید
[ غَ ] (اِ مرکب) جائی را گویند که از همه طرف باد بدانجا آید. (برهان). جائی است که از همه طرف باد بدانجا رسد. (لغت فرس اسدی). جائی که درو باد گذرد و مقامی که در آن باد از هر جانبی برسد و آن عمارتی است مخصوص و مشهور و اصح بادغر است. (آنندراج). جائیست که از همه طرف باد به آنجا رسد. (فرهنگ سروری). بادگیر. (ناظم الاطباء). رجوع به بادرس، بادغر، بادغرا، بادغرد، بادغس، بادغن، بادغند، بادگیر و فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۵۵ شود. || خانهٔ تابستانی. (برهان) (شعوری ج ۱ ورق ۱۵۵ ص ب) (ناظم الاطباء). || خانه ای که در اطراف آن بادگیر ساخته باشند. (برهان). خانهٔ بادگیردار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بادغد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غد» برای سرودن شعر