معنی بادسی
4 بازدید
[ دِ ] (اِخ) ابومحمد. از محدثان بود، وی از ابوعبداللََّه محمدبن محمدبن بسطام مجالسی را که عبداللََّه بن محمدبن ابراهیم بن عبدوس بر او املاء کرد روایت دارد. ابوبکر احمدبن عبدالرحمن از بادسی روایت دارد. (از معجم البلدان: بادس).[ دِ ] (اِخ) ابویعقوب. سرور اولیای متصوفهٔ مغرب است که در آغاز قرن هشتم هجری میزیسته. رجوع به ترجمهٔ مقدمهٔ ابن خلدون چ ۱۳۳۶ هـ . ش. بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص ۶۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «بادسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر