معنی بادسوار
5 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) سوار. (ناظم الاطباء). اسپ سوار. (آنندراج). || چابک سوار. || اسب تیزرو. (آنندراج). اسب تندرو و تیزرفتار. || (اِ مرکب) بادزن و مروحه. (ناظم الاطباء). بادزن بزرگی که بسقف آویزند و بوسیلهٔ طنابی بحرکت درآورند. (دمزن).
کلمات همقافیه با «بادسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر