معنی بادزده
6 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آفت زده. آسیب رسیده. تباه شده در اثر وزیدن باد گرم در تنه و بتهٔ خود چون خیار و کدو: خیار و بادنجان بادزده و امثال آن. رجوع به بادزدگی و باد زدن شود.
کلمات همقافیه با «بادزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر