معنی بادران

معنی بادران

4 بازدید
(نف مرکب، اِ مرکب) نام فرشته ای است که باد را حرکت دهد و از جایی بجایی برد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نام سروش است که باد را بحرکت آورد و از جائی بجائی برد. (جهانگیری). رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۷۹ شود: که هرگه که تیره بگردد جهان بسوزد چو دوزخ شود بادران. رودکی (از احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۱۱۰۱). آدمی چون کشتی است و بادبان تا کی آرد باد را آن بادران.مولوی. کل باد از برج باد آسمان کی جهد بی مروحهٔ آن بادران. مولوی (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از جهانگیری). || مردم متکبر و صاحب نخوت و طالب سری و سروری. || بادزن و مروحه. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رانندهٔ باد. (برهان). کسی که باد میزند. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || که نفخ بشکند. || (فعل امر) باد را بران، بصیغهٔ امر. (از برهان) (آنندراج).
[ دَ ] (اِخ) از قریه های اصفهان و از اعمال نائین. (معجم البلدان) (مراصدالاطلاع) (سمعانی: بادرانی) (مرآت البلدان ج ۱ ص ۱۵۰).

کلمات هم‌قافیه با «بادران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید