معنی باددژنام
6 بازدید
[ بادْ، دِ ] (اِ مرکب) غلبه و بسیاری خون را گویند در اعضا که بسبب آن ریشها و دملها تولد کند. (برهان) (ناظم الاطباء). معنی ترکیبی آن یعنی باد زشت و بد و آن سرخی مفرط است که بسبب غلبهٔ صفرای محرق و خون صفراوی سوخته بر روی مردم عارض شود. اگر شدت کند آن روی ورم کند سرخ بادش گویند و اگر شدت بیشتر دارد مقدمهٔ جذام است و اگر این خون در تن محرق شود مایهٔ جروح و دمامیل خواهد بود و آنرا با تغییر و تبدیل، بادژنام و بادژفام و بادژکام و بادژبام و بادشفام و بادشوام و بادشم و بادشنام نیز گفته اند.
کلمات همقافیه با «باددژنام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر