معنی بادخیز
4 بازدید
(نف مرکب) که باد در آنجا بسیار وزد. بسیارباد. مهب ریاح: منجیل و نواحی آن بادخیز است. || (اِ مرکب) محل وزش باد. - ببادخیز بودن؛ ببادی از جای رفتن : بازار جهان اگرچه تیز است کاسدشده ای ببادخیز است.نظامی.(اِخ) ناحیه ای است قریب بهرات که معرب آن بادغیس است و سبب تسمیه کثرت باد است در آن ناحیه. (آنندراج) (انجمن آرا). ناحیه ای از اعمال هرات که اکنون معروف به بادغیس است. (ناظم الاطباء). این وجه اشتقاق بر اساسی نیست. رجوع به بادغیس و بادغیش شود.
کلمات همقافیه با «بادخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر