معنی باحرب

معنی باحرب

6 بازدید
[ حَ ] (اِخ) مخفف اباحرب (ابوحرب) است.
[ حَ ] (اِخ) مسعودبن یمین الدوله. رجوع به ابوحرب شود.
[ حَ ] (اِخ) بختیار. رجوع به ابوحرب بختیار شود.
[ حَ ] (اِخ) ابن علاءالدوله. رجوع به ابوحرب بن علاءالدوله شود.
[ حَ ] (اِخ) (امیر...) یکی از امرای لاریجان که در ۵۱۲ هـ . ق. به حکومت رسید. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۴۷).
[ حَ ] (اِخ) سیف الدولةبن زرین کمر. یکی از امرای خاندان پادوسبان طبرستان که ۲۷ سال حکومت کرد. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۴۵).
[ حَ ] (اِخ) ابن منوچهر. یکی از امرای لاریجان، پدر کین خوار و اسپهبد علاءالدوله حسن. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی صص ۱۴۷ - ۱۶۶).

کلمات هم‌قافیه با «باحرب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید