معنی بابالحکم
4 بازدید
[ بُلْ حُ ] (اِخ) دهی از دهستان کنار شهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر در ۷ هزارگزی باختر بردسکن، سر راه شوسهٔ عمومی بردسکن. جلگه، گرمسیر. سکنهٔ آن ۱۳۱۰ تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، تریاک و زیرهٔ سبز و شغل اهالی زراعت است و راه ماشین رو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بابالحکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر