معنی بابالحلبه
6 بازدید
[ بُلْ حَ بَ ] (اِخ) یکی از چهار دروازهٔ باروی بغداد: .... و چون خلافت بمستظهر باللََّه احمدبن المقتدی رسید آنرا (بغداد را) بارو و خندق به آجر ساخت. دور بارو بطرف شرقیش که آنرا حرمین خوانند هجده هزار گام است و چهار دروازه دارد: باب خراسان و باب خلیج و باب الحلبه... (نزهة القلوب چ لیدن ۱۳۳۱ هـ . ق. ج ۳ ص ۳۴). یاقوت گوید: حَلبَه محلهٔ بزرگ وسیعی است در مشرق بغداد نزدیک باب ازج و در مواضع دیگر.
کلمات همقافیه با «بابالحلبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر