معنی بائق
8 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) هالک. || بدی و خصومت آورنده. || سختی و بلارسیده. || یورش کننده. (از منتهی الارب). || ستم کشنده. || متاع بائق؛ آنکه ثمن ندارد. (منتهی الارب). ما لاثمن له. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «بائق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئق» برای سرودن شعر