معنی اینی
6 بازدید
[ اَ ] (ترکی-مغولی، اِ) برادر کوچک و برادرزاده. برادر کهتر. (دائرةالمعارف فارسی) (آنندراج): بعد از اجتماع تمامت آقا و اینی و امراء باتفاق جمهور بر تخت نشست. (جامع التواریخ). هولاکوخان را به ایران زمین و ممالک که ذکر رفت نامزد کرد بکنکاج تمامت آقا و اینی مقرر فرمود. (جامع التواریخ رشیدی). || ناله و زاری و فغان و فریاد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر