معنی ایغری
7 بازدید
[ اَ غُ ] (حامص) جماع کردن حیوانات (آنندراج). گشنی. (ناظم الاطباء). فحلی. گشنی. نری. (فرهنگ فارسی معین). - به ایغری درآمدن؛ گشنی کردن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین).[ اُ غُ ] (ص نسبی) ایغوری. اویغوری. منسوب به ایغر: زبان ایغری. قوم ایغری. خط ایغری : امیر ارغون بعد ما که از تعلیم خط ایغری فارغ شد. (تاریخ جهانگشا ج ۲ ص ۲۴۲). قمری رخ عطاردی خامه پارسی خط و ایغری نامه.اوحدی. رجوع به ایغور و اویغوری شود.
کلمات همقافیه با «ایغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر