معنی ایغر
9 بازدید
[ اُ غُ ] (اِخ) رجوع به ایغور شود.[ اَ غَ ] (ترکی، اِ) اسب. (آنندراج). فحل و نر و گشن. (ناظم الاطباء): هر کس ره قرب لی مع اللََّه برد اول پی این عروس دلخواه برد آن ایغر تیز کند گردد ناگاه کز شوق بپای مادیان راه برد. رکنای مسیح (از آنندراج). آن دو ملعون دو اسب ایغرتند پیش آوردند. (دستورالوزراء ص ۱۹۸).
کلمات همقافیه با «ایغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر