معنی ایضاً
7 بازدید
[ اَ ضَنْ ] (ع ق) مأخوذ از تازی، باز و نیز. (ناظم الاطباء). هم و نیز. (آنندراج). دوباره. دیگر بار. بار دیگر. مکرر. هم. (یادداشت بخط مؤلف): ایضاً دستورالعملی در باب دیگر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۳). آن کل عفریت روی با همه زشتی قالی بافد همی و ایضاً محفور.سوزنی. اندس ایضاً کیخسرو بنا کرده. (تاریخ قم ص ۸۱). || در تداول عامه به معنی همه و کل و تمام استعمال میشود. (یادداشت بخط مؤلف): یکی کیسه صدتومانی ایضاً دوهزاری امین السلطانی. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «ایضاً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر