معنی ایستادگی
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص) پایداری. استواری. ثبات. برقراری. سکون. آرامش. (ناظم الاطباء). استقامت. مقاومت در برابر امری : و گفت از نماز جز ایستادگی تن ندیدم. (تذکرة الاولیاء عطار). می باید که به رعایت و تیمار حیوانات ایستادگی نمایی و بر قدم نیاز باشی که اینها نیز خلق خدای تعالی اند. (انیس الطالبین).
کلمات همقافیه با «ایستادگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر