معنی ایراص
4 بازدید
(ع مص) (از «ورص») بیضه نهادن ماکیان به یکبار. (منتهی الارب) (آنندراج). بیک مرتبه تخم نهادن ماکیان. || و چون ماکیان بر روی تخم باشد و بلند شده بیک مرتبه پیخال بسیار اندازد نیز میگویند اورصت الدجاجة. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «ایراص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر