معنی اکول
5 بازدید
[ اَکْ وَ ] (ع اِ) زمین بلند شبیه به کوه. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ اَ ] (ع ص) فراخ شکم. (دهار) (مهذب الاسماء).بسیارخورنده. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پرخور و ربوس و رزد و رژد و رس. (ناظم الاطباء). اکال. پرخور. پرخوار. جواظ. شکم خواره. شکم باره. رس. شکمو. شکم بنده. بسیارخوار. بُلَع. بسیارخورنده. (یادداشت مؤلف). قضوف. (منتهی الارب): عاد را باد است حمال خذول همچو بره در کف مرد اکول.مولوی.[ اُ ] (ع اِ) جِ اُکُل. خوراکیها. طعمه ها. (فرهنگ فارسی معین): یک زمین خرمی با عرض و طول اندر او بس نعمت و چندین اکول.مولوی.
کلمات همقافیه با «اکول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر