معنی اکلیون
6 بازدید
[ اَ کَ لْ ] (اِ) صفحهٔ نقاشی مانی. || بوقلمون. (از برهان) (ناظم الاطباء). || قسمی از پارچهٔ ابریشمی مخمل مانندی گلدار و منقش. (ناظم الاطباء). قسمی پارچهٔ ابریشمی گلدار. (از شعوری ج ۱ ورق ۱۲۲). و رجوع به اگلیون شود.[ اَ کَ لْ ] (اِخ) کتاب ترسایان و انجیل. (از برهان) (ناظم الاطباء). و رجوع به اگلیون شود.
کلمات همقافیه با «اکلیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر