معنی اکلاب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خداوند ستور دیوانه شدن. (ناظم الاطباء). || هار شدن شتر قوی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اکلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر