معنی اکلاء
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) بلغ اللََّه بک اکلاء العمیر؛ به آخر عمر و درازتر عمر رساند ترا خدای. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ اِ ] (ع مص) گیاه ناک گردیدن زمین. || بها پیش دادن. || بیع سلم کردن. || به پایان رسانیدن عمر را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || علف خوردن ستور. || باربار نگریستن در چیزی. (ناظم الاطباء). خیره در چیزی نگریستن. (از اقرب الموارد). || بیدار داشتن چشم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اکلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر