معنی اکرام کردن

معنی اکرام کردن

7 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) گرامی داشتن. گرامی شمردن. احترام کردن : بندگان در خدمت او چون خداوندان شدند از بس اکرام و خداوندی که با ایشان کند. امیرمعزی (از آنندراج). پسند آمدش حسن گفتار مرد به نزد خودش خواند و اکرام کرد.(بوستان). حکایت کنند از یکی نیکمرد که اکرام حجاج یوسف نکرد.(بوستان). به خدمتش اقدام نمایند و اکرام کنند. (گلستان). شیادی.... قصیده ای پیش ملک برد در جملهٔ شاعران نعمت بسیارش فرمود و اکرام کرد. (گلستان). کسی نکرد چو ما اهل درد را اکرام چو خامه جا به سرماست زخم کاری را. ملامفید بلخی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «اکرام کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید