معنی اکرار
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ کُرّ، به معنی مندیل و... (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). و رجوع به کر شود. || جِ کَرّ، به معنی رسن پالان و... (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج). رجوع به کر شود.[ اِ ] (اِ) نوع کبیر صامریوما است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). صامریوما. آفتاب گردان. طورنة شوالی. (یادداشت مؤلف). صامریوما. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۵۷). و رجوع به صامریوما شود.
کلمات همقافیه با «اکرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر