معنی اکراد
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ کُرد که قومی است از عجم، اکثر ایشان صحرانشین باشند. (غیاث اللغات) (آنندراج). جِ کرد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): امیرشمس المعالی دو هزار مرد از انجاد اکراد به مدافعت او پیش باز فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۳). و رجوع به کرد شود.
کلمات همقافیه با «اکراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر