معنی اکباء
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ کِباء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ کباء، به معنی خاکروبهٔ خانه ها. (آنندراج). جِ کِبا و کِبّی (اقرب الموارد). رجوع به کباء و کبا و کبی شود.[ اِ ] (ع مص) دود کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آتش نادادن آتش زنه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آتش زنه چنان کردن که آتش از او بیرون نیاید. (از تاج المصادر بیهقی). || متغیر کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). متغیر کردن روی. (از اقرب الموارد). || برگردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اکباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر