معنی اوژولیدن
6 بازدید
[ اَ دَ ] (مص) برانگیزانیدن و تحریک و تحریض کردن. تشجیع کردن. (ناظم الاطباء). برانگیختن بجنگ و غیره. || تقاضا نمودن. || تعجیل کردن و شتاب نمودن. || پریشان کردن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (برهان). || بزور گرفتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اوژولیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر