معنی اوقاف
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وقف. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (المنجد). رجوع به وقف شود. || موقوفات و چیزهایی که در راه خدا وقف کرده باشند. (منتهی الارب). مالهائی که بر فقرا و مزارات وقف کرده باشند. (غیاث اللغات) (آنندراج). - سازمان اوقاف؛ ادارهٔ کلی که زیر نظر نخست وزیری بر موقوفات نظارت مینماید و ادارهٔ امور وقف قانوناً بعهدهٔ آنست.
کلمات همقافیه با «اوقاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر