معنی اوقاص
7 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) پراکندگان و پریشان شدگان، یقال: صاروا اوقاصا ای متبددین. || اوقاص من بنی فلان؛ ناکسان و فرومایگان ایشان. رجوع به اوقاس شود. || جِ وَقَص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چوب ریزه های شکسته که از آن آتش افروزند و مال افزون بر نصاب که از آن مال زکوة واجب دارند. (آنندراج). آنچه میان دو نصاب باشد و از آن چیزی ندهند و او را اوقاص گویند. (تاریخ قم). رجوع به وقص شود.
کلمات همقافیه با «اوقاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر