معنی اوفسانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) افسانه و سرگذشت. (برهان) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم): حیدرش گفت من ندارم زر اوفسانه مخوان و رنج مبر. پوربها.
کلمات همقافیه با «اوفسانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر