معنی اوفر
5 بازدید
[ اَ فَ ] (ع ص) (سقاء...) مشک تمام پوست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (ن تف) نعت تفضیلی است از وافر. وافرتر: نصیب اوفر از ثنا و ثواب او را حاصل کرده. (عتبةالکتبة). مهمان عزیز دارند اهل عرب به سنت زآنم عزیز کردی دادی کمال اوفر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «اوفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر