معنی اوستان
5 بازدید
(اِ) آستانهٔ در خانه. (ناظم الاطباء). آستانه. (هفت قلزم). || ساخت و یراق زین. یراق زین. || لگام اسب. (ناظم الاطباء) (هفت قلزم). لجام اسب. (برهان). || مردم معتبر. (ناظم الاطباء). مردم امین و معتمد. (هفت قلزم) (برهان). رجوع به اوستام شود.
کلمات همقافیه با «اوستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر