معنی اوسان
9 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وَسَن به معنی حاجت و نیاز: و کذا قضت الابل اوسانها من الماء؛ ای اوطارها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به وسن شود.[ اَ ] (اِ) فسان. (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). افسان و آن سنگی که شمشیر و خنجر و کارد بدان تیز کنند. (برهان) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (هفت قلزم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اوسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر