معنی اوساط
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وَسَط. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - اوساط ناس؛ مردمان عادی، نه بزرگ نه خرد. طبقهٔ متوسط: چنانکه ملوک را از آن فواید تواند بود اوساط مردمان را هم منافع حاصل تواند شد. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «اوساط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر