معنی اهریمنی

معنی اهریمنی

9 بازدید
[ اَ مَ ] (ص نسبی) نسبت است به اهریمن. از اهریمن. شیطانی. منسوب به شیطان : جهان را همی داشت با ایمنی نهان گشت کردار اهریمنی.فردوسی. جهان شد پر از خوبی و ایمنی ز بد بسته شد دست اهریمنی.فردوسی. به پیمان نباشد بر او ایمنی بپوید همی راه اهریمنی.فردوسی. چون که نشویی بخرد روی جهل برنکشی از سرت اهریمنی.عنصری. - تیغ اهریمنی؛ شمشیر بسیار بران : به دست چپش نامدار ارمنی ابا جوشن و تیغ اهریمنی.فردوسی. - دام اهریمنی؛ دام شیطانی : به بهرام گفت از چه سخت ایمنی نگه کن بدین دام اهریمنی.فردوسی. - دست اهریمنی؛ نیروی شیطانی : ابا شادمانی و با ایمنی ز بد دور وز دست اهریمنی. فردوسی (شاهنامه چ مسکو ج ۷ ص ۱۹۹). - کردار اهریمنی؛ رفتار و عمل شیطانی : چه دیدی ز من تا تو یار منی ز گفتار و کردار اهریمنی.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «اهریمنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید