معنی اهریمن

معنی اهریمن

6 بازدید
[ اَ مَ ] (اِخ) به معنی اهرمن است که راهنمای بدیها باشد، چنانکه یزدان راهنمای نیکی است و شیطان و دیو و جن را هم گفته اند. (برهان). دیو و ابلیس. (اوبهی). اهرمن. اهرامن. اهرن. اهریمه. آهرن. آهریمن. آهرامن. آهرمن. آهریمه. هریمه. خرد خبیث. عقل پلید. شیطان. (فرهنگ فارسی معین): بروز معرکه بانگشت اگر پدید آمد ز چشم برکند از دور کیک اهریمن. منجیک. بدو گفت از این شوم ده پرگزند کدامست اهریمن زورمند.فردوسی. از اهریمنست آنکه زو شاد نیست دل و مغزش از دانش آباد نیست.فردوسی. همان کرم کز مغز اهریمنست جهان آفریننده را دشمنست.فردوسی. بس نباشد تا بروشن روی و موی تیره گون مانوی را حجت اهریمن و یزدان کند. عنصری. بر بد مشتاب ازیرا شتاب بر بدی از سیرت اهریمن است.ناصرخسرو. خاصه امروز نبینی که همی ایدون بر سر خلق خدائی کند اهریمن. ناصرخسرو. سپیدروی برانگیخته شود چو به نزع ندیده چهرهٔ اهریمن سیاه گلیم.سوزنی. مردم ای خاقانی اهریمن شدند از خشم و ظلم در عدم نِهْ روی کآنجا بینی انصاف و رضا. خاقانی. تیرش جبریل رنگ با دو پر از فتح و نصر خانهٔ اهریمنان زیر و زبر درشکست. خاقانی. با دو گمره همره آمد مؤمنی چون خرد با نفس و با اهریمنی.مولوی. ما همه نفسی و نفسی میزنیم گر نخواهی ما همه اهریمنیم.مولوی. روح پاکم چند باشد منزوی در کنج خاک حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم. سعدی. - اهریمن نژاد؛ از نژاد دیو و شیطان. || مجازاً، به معنی توپ آهنین است که از آلات معظمهٔ جنگ است. (از انجمن آرا): اهریمن رویینه تن تنین آهن پیرهن آتش فشانان از دهن چون کام اژدرها شده. ؟ (از انجمن آرا).

کلمات هم‌قافیه با «اهریمن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «من» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید