معنی اهرن
6 بازدید
[ اَ رَ ] (اِ) به معنی اهریمن باشد که رهنمای بدیها و شیطان است و جن را نیز گویند. (برهان) (هفت قلزم). اهرمن و شیطان و جن و دیو. (ناظم الاطباء): زیباتر از پری است ببزم اندرون ولیک در رزمگاه بازندانی ز اهرنش.سوزنی. || در زبان هندی سندان زرگری و آهنگری را گویند. (برهان) (هفت قلزم) (فرهنگ شعوری).[ اَ رَ ] (اِخ) نام داماد قیصر. (لغت فرس) (شعوری). نام داماد قیصر روم. هم ملوک گشتاسب شاه. (شرفنامهٔ منیری). نام داماد قیصر روم است و او با گشتاسب هم سلف بوده یعنی هر کدام یک دختر قیصر را داشته اند. (برهان) (هفت قلزم): گو پرمنش نام او اهرنا ز تخم بزرگان و رویین تنا فرستاد نزدیک قیصر پیام که ای نامور مهتر نیکنام به من ده کنون دختر کهترت به من تازه کن کشور و افسرت... به اهرن سپردند پس دخترش بدستوری مهربان مادرش.فردوسی. (از شاهنامه چ بروخیم ج ۶ صص ۱۴۷۰ - ۱۴۷۷).
کلمات همقافیه با «اهرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر