معنی اهرماع
5 بازدید
[ اِ رِمْ ما ] (ع مص) شتابی کردن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || سبک شدن. || ستیهیدن در سخن. || بسیار گفتن. || بدروغ گریستن بر کسی. || روان شدن آب و اشک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اهرماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر