معنی انگشت عروسان
4 بازدید
[ اَ گُ تِ عَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قسمی حلوا که آن را انگشت عروسان هم گویند. (برهان قاطع) (هفت قلزم). قسمی از حلوا که از شکر سازند بقدر انمله و آگین آن مغز پستهٔ کوفته باشد پارسیان آن را انگشت عروسان خوانند و بترکی گلین بارماقی و بعربی اصابع الحور گویند. (از انجمن آرا). || نوعی انگور. (برهان قاطع) (مجموعهٔ مترادفات ص ۵۱). و رجوع به انگشت عروسان و اصباع الحور شود.
کلمات همقافیه با «انگشت عروسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر