معنی انگشتگر
5 بازدید
[ اَ گِ گَ ] (نف مرکب) زغال ساز. فحام. زغال سوز. زغالی. (یادداشت مؤلف): وگر بگذری سوی انگشتگرازو جز سیاهی نیابی دگر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «انگشتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر