معنی انگزه
6 بازدید
[ اَ گُ زَ / زِ ] (اِ) حلتیت. حلتیث. حلتیت المنتن. انقوزه. و آن شیرهٔ ساق گلپر باشد که چون افیون از خشخاش به تیغ زدن حاصل کنند. (یادداشت مؤلف). خیل. (منتهی الارب): بوی اخلاص و نفاق و بیمزه هست ظاهر همچو عود و انگزه. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «انگزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر