معنی انکلیس
5 بازدید
[ اَ کَ ] (ع اِ) مارماهی. (منتهی الارب) (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی) (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی ص ۳۳۸). انقلیس. جری. جریث. حنکلیس. جنکلیز. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انکلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر