معنی انضمار
5 بازدید
[ اِ ضِ ] (ع مص) انزال کرده شدن. (ناظم الاطباء). رفتن آب قضیب. (از اقرب الموارد). انضمار قضیب؛ بشدن آب او. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انضمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر