معنی انضباح
5 بازدید
[ اِ ضِ ] (ع مص) اندک برگردیدن گونهٔ چیزی از آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). گونه برسوختن. (تاج المصادر بیهقی). برسوختن روی از تبش. (مصادر زوزنی). بگردیدن گونهٔ چیزی از آتش بی سوختن. (یادداشت مؤلف). بگردیدن رنگ اندکی بسیاهی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انضباح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر