معنی انساخ
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) نویسانیدن، یقال: انسخه الکتاب فنسخه. || منسوخ یافتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «انساخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر