معنی انساج
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ نسج. (یادداشت مؤلف). نسجها و بافته ها. (ناظم الاطباء). و رجوع به نسج شود.
کلمات همقافیه با «انساج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر