معنی انزله کردن
6 بازدید
[ اَ زَ لَ / لِ کَ دَ ] (مص مرکب) فرو فرستادن آیتی یا حکمی. فرستادن خدای تعالی آیتی یا کتابی را. نازل کردن. (یادداشت مؤلف): خدای تعالی در بلعم باعورا انزله کرد. (تفسیر ابوالفتوح رازی سورهٔ اعراف ص ۴۸۸). به آن خدای که توریة به موسی انزله کرد. (تفسیر ابوالفتوح رازی). خدای تعالی پیغامبران را ببازی نفرستاد و کتابها بهرزه انزله نکرد. (تفسیر ابوالفتوح). خدای تعالی در بعض کتب انزله کرد، انا ملک الملوک. (تفسیر ابوالفتوح).
کلمات همقافیه با «انزله کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر