معنی انزلاق
5 بازدید
[ اِ زِ ] (ع مص) لغزیده شدن. (آنندراج). || باسر شدن پالان استر. (تاج المصادر بیهقی نسخه خطی کتابخانه لغت نامه ورق ۲۳۰ الف). || انزلاق جنین؛ بچه افکندن. اسقاط جنین. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انزلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر